تبليغاتX
مدرسه ی راهنمایی شهید بهشتی2 همدان

مدرسه ی راهنمایی شهید بهشتی2 همدان

ارزشیابی توصیفی

به  عنوان معلم بايد عميقاً  باور داشته باشيم که هر دانش آموز قابليت رشد و يادگيري را دارد به شرط آنکه ما ابزارهاي سنتي ارزشيابي را که بدون توجه به تفاوتهاي فردي، فقط به دنبال نقطه ضعف هاست رها کنيم و ابزاري بسازيم که توانايي ها را شناسايي کند و به     دانش آموز اعتماد به نفس بخشد و زمينه را به گونه اي مهيّا کنيم که نمره گرايي از بين  برود  و  معلم و دانش آموز و اوليا همه به دنبال  کيفيت کار  باشند نه کميت.


بسياري از معلمان نگران  اتمام برنامه هاي درسي خود هستند بديهي است بخشنامه ها و  دستورالعمل هاي اداري و اجرايي در توليد اين  نگراني  نقش عمده دارند و باعث افت    کيفي کار آنان مي شود. براي رفع اين نگراني بايد چاره انديشي کرد تا کيفيت فداي کميّت نشود.[1]


 


ارزشيابي:


هر کاري  که قضاوتي به همراه داشته  باشد ارزشيابي است که بعضي از مواقع   سنجش و  ارزشيابي معادل به کار مي  روند، اما به  واقع هم  معنا نيستند. سنجش، اندازه گيري عملکرداست و مشتمل بر قضاوت نيست و اين نقش بر عهده ي ارزشيابي است.[2]


در واقع امتحان نوعي ارزشيابي است که  طبق  اصول  معيني انجام مي  شود  و وسيله اي براي توصيف تغيير رفتار دانش آموز در جهت اهداف آموزش و  پرورش وکمک به بهبود يادگيري  است  که 7 هدف اساسي را به دنبال دارد.


1- کمک به يادگيري دانش آموز


2- کمک به يادگيري دانش آموز  براي آشنايي  باهدفهاي آموزشی – درسی


3- برانگیختن رغبت و  علاقه ی دانش آموزان به یادگیری


4- تصمیم  گیری برای شروع مراحل بعدی تدریس


5-اصلاح روش تدریس


6- ارتقا و طبقه بندی دانش آموزان


7- تصحیح نتایج فعالیّت های فراگیران و دادن  بازخورد به آنها.[3]


هدف ارزشیابی خدمت به آموزش است، نه در کمین نشستن  برای غافلگیر کردن دانش آموز و محک زدن او با معیار آنچه «نمی داند» فرهنگ  موفقیّت رامی توان با کاربرد روش  صحیح  در آموزش و ارزشیابی بر فضای کلاس غالب کرد. [4]


اطّلاعات حاصل از سنجش و  ارزشیابی مستمر هر دانش آموز باید به این پرسش  معلم         پاسخ دهد که این دانش آموز درکجا قرار دارد و من برای پیشرفت او چه میتوانم بکنم؟ نه اینکه معلم نتیجه گیری کند که مثلاً این دانش آموز  زیرحد متوسط یا کند ذهن یا تیزهوش  است.[5]


مواردی که در ارزشیابی ها با يد رعايت کرد:


1- آنچه که ارزش اندازه گیری داشته باشد.


2- ارزیابی دانش پایه  و عمیق


3-  توانایی تفکر، درک و استدلال علمی


4- تعیین حدودی که فراگیران درک کرده اند


5- هم توجه به فرآیند و فرصت یادگیری و هم به نتیجه نهایی.


6- استمرار ارزشیابی


7- سنجش توان کار گروهی و  انفرادی[6]                


دسته بندی ارزشیابی  های آموزشی


1- آغازین         2- تکوینی  3- تشخیصی   4- پایانی  (تراکمی)


 


 


اهمیت ارزشیابی تکوینی  


ارزشیابی جز جدایی ناپذیر و اساسی در فرآیند  یاددهی، یادگیری است به طوری  که اگرمعلم شکل  اجرای آن را  هرگونه انتخاب کند اندکی از آثار آموزشی آن نمی کاهد.[7]


به  علّت  اهمیّت این  ارزشیابی در توصیف داده ها و رفتارها در این بحث به آن می پردازیم.


- نظارت معلم بر تحقّق انتظارات آموزشی وپرورشی  بخش های گوناگون هر مطلب  آموزشی.


- هدایت مداوم یادگیری دانش آموزان بر اساس توانایی هایشان به سمت تحقّق انتظارات آموزشی و  پرورشی.


- اصلاح بهبود روش های آموزش  و پرورش اعمال شده در کلاس درس.


- کشف راهکارهای متناسب بارشدهردانش آموز تا او بتواند از مرز کنونی توانایی هایش فراتر رود.


- پی بردن  به  جریان  های روان شناختی مؤثر در یادگیری دانش  آموزان و ارائه  ی بازخور لازم و  مناسب.


- آگاهی از چگونگی تشکیل  ساختارهای  ذهنی مربوط به دانش، مهارتها و نگرش اکتسابی و چگونگی فرآیند و نحوه  ی  استفاده از آن در حل مسائل در شرایط و  موقعیّت جدید.


- ارائه  بازخورد لازم به  دانش آموزان در مورد  فعالیّت ها  و کوشش های                     آموزش وپرورش به منظور ایجاد توجه لازم و افزایش و  علاقه به فعالیت ها در آنان.


- انطباق روش،  برنامه، وسایل و منابع آموزشی  با نیازهای دانش آموزان.


- کشف شکاف بین انتظارات آموزشی و پرورشی با دانش، فهم، مهارت  و.... دانش آموزان و کمک به آنان برای کاهش این فاصله.


- آگاهی معلم از اینکه در کلاس درس چه موضوعی راآموزش  داده است  و  این که                کدام قسمت از آموزش به کار بیشتر نیاز دارد.


در واقع تفسیر نتایج ارزشیابی تکوینی به  این منظور انجام می شود که مشکلات،                 نارسایی هاو بدفهمی های یادگیری هر یک  از دانش آموزان مشخص شود. و نیز                روشهای مناسب برای رفع آنها را به معلم و دانش آموز نشان دهد.


به بیانی دیگر، نتایج این نوع  ارزشیابی پیشرفت  تحصیلی،  فرضیه هایی را در اختیار معلمان به عنوان پژوهشگران  آموزشی قرار می دهد تا با توجه به آنها به رفع بدفهمی ها،  نارسایی ها،  و مشکلات احتمالی یادگیری  دانش آموزان، (زمانی که فعالیّت ها و کوشش                        آموزش و پرورشی در جریان هستند) اقدام کنند. [8]


 


 


فواید ارزشیابی تکوینی


اجرای راهبردهای ارائه شده در کلاس درس طی دوره و زمان آموزش،  این فواید را برای دانش آموزان به همراه خواهد داشت.


- کسب مهارتهای بحث و گفت وگو


- کسب  مهارت های مربوط به ارتباطات بین فردی


- مشارکت در فعالیّت های گروهی


- ایجاد انگیزه برای مطالعه و یادگیری


- کسب مهارت های مطالعه ی درست


- توجه به موضوع مورد مطالعه


- تلفیق مهارت های شنیدن،خواندن،  تفکر ونوشتن


- تثبیت یادگیری  از طریق مرور کردن، سؤال و  جواب، یافتن جواب و...


- درک ارتباط بین مطالب خوانده  یا شنیده شده


-ارتباط بین یادگیری های قبلی و بعدی (معنی دارکردن یادگیری)


- کشف انتظارات آموزشی و پرورشی


- شرکت فعّال در یادگیری از طریق تفکر فردی و گروهی


- کسب مهارت تفکر  انتقادی


- کنترل و مدیریت مثبت کلاس درس


- افزایش  اعتماد به نفس و ابراز وجود.


- کسب مهارت های ابراز وجود


- افزایش مهارت های شناختی و فراشناختی خود.[9]


چه موقع ارزشیابی معتبر  است


زمانی که 1- آموزش  با پژوهش همراه باشد 2- آموزش با ارزشیابی تلفیق شده باشد.


3- ارزشیابی  ارزشی بیش ازموفقیّت در جلسات امتحان را داشته باشد.


4- فعالیّت های گروهی فرد را اصل قرار دهد.


5- افراد را به یک فراگیرمادام العمر تبدیل کند.


و در یک کلام آموزش باید شیوه های یادگیری را به فراگیر بیاموزد تا خود در هر زمان که بخواهد، آنچه را نیاز دارد بیاموزد بدون آنکه نیازمند آموزگاری باشد.[10]                           


ارزشیابی توصیفی


امروزه نیازمند سیستم هایی از سنجش و ارزیابی هستیم که به هر دانش آموزبه  دیده ی  حرمت نگاه کند.  موهبت های طبیعی و انسانی او را بسیار بیشتر از آزمونهای سنتی نشان دهد.


پس آن نوع سنجش که بتواند تصویری واضح و سه بعدی از رشد  مهارت ها، تواناییها و          دانش و نگرش  دانش آموز بدهد قابل دفاع می باشد.  برخلاف ارزشیابی کمی که با               داده های کمی و ریاضی و عدد و ارقام سروکار دارد و از قضاوت  برخوردار است.                باید دانست که کیفیت یک امر نسبی است و انعطاف پذیر می باشد و به طور کلّی می توان گفت که کیفیت مقطعی نیست بلکه اندیشه ای  مستمر است و بر اساس تلاش و فعالیّت فرد انجام می گیرد.


اما باید این  مطلب  را مدنظر داشت که ارزشیابی کمّی برای عموم قابل فهم تر و  مفیدتر است و اما ارزیابی کیفی تخصصی تر  بوده و مهارت و آموزش بیشتری برای بکارگیری لازم دارد و بیشتر از مفاهیم و کلمات کلیدی، ارزش گذاری وقضاوت  برخوردار است.


و همچنین  این دو ارزیابی از نظر ابزارهای  جمع آوری داده ها نیز با  هم فرق  دارند:      ابزار جمع آوری داده های کمی معمولاً  آزمونهای عینی یا استاندارد با پاسخ های ازقبل  تعیین شده است. اما ابزار ارزیابی کیفی را می  توان ابزارهای ذهنی، پرشنامه ها و نگرش سنج ها، روشهای مصاحبه ای، مشاهده ای، واقعه نگاری  و گزارش های روزانه  و.................می باشد.


به عنوان مثال:   تعداد پرسش های فراگیران در کلاس =  کمی  است


                    اما  نوع پرسش  های فراگیران  در کلاس= کیفی است


یا


  حجم  هر پرسش وپاسخ آن=  کّمی است     


  نوع آوری و تازگی پرس= کیفی است[11]


ارزشیابی توصیفی یا کمی  را می توان آموزش بدون نمره دانست و به جای تأکید بر  ارزشیابی های پایانی باید بر ارزشیابی تکوینی (مستمر) تأکید داشت در  واقع ارزشیابی توصیفی به توصیف ارزشیابی های گوناگون که به شیوه های متنوع از  دانش آموز              به عمل آورده ایم می پردازد.


 


 


 


کاربردارزشیابی توصیفی: 


1-  بهبودیادگیری


2-  ایجاد نگرش مطلوب نسبت به مدرسه    


3- افزایش بهداشت  روانی کلاس        


4- اعتماد به نفس


5- افزایش روحیه انتقادپذیری در  کودکان


6- افزایش  مشارکت در یادگیری


7- رشد مهارت خود اصلاحی و خود تنظیمی


8- رشد و توانایی نقد  خود


9- بهبود  عملکردها


10- خارج شدن از برنامه های کلیشه ای  و  چارچوبی


11- آرامش در آموزش


ابزارهای ارزشیابی  توصیفی:


برای ارزشیابی توصیفی ابزارهای گوناگونی وجود  دارد که در اینجا به 3 نوع آن اشاره می کنیم.


1- پوشه کار


2- پروژه


                                 الف- آزمونهای مختلف از جمله مدادکاغذی


 3- آزمون های عملکرد 


                                 ب- تکالیف درسی



پوشه کار:


یک مجموعه هدفدار منظم از کار  و فعالیّت فراگیر  که نشان دهنده تلاش و کوشش و پیشرفت و رشد دستآوردها و موفقیّت های او می باشد. و فراگیران را به فراگیرانی پویا و فعال تبدیل می  کند که در  برابر یادگیری و پیشرفت خود مسئول باشند.[12]


پوشه کار مانند یک جورچین (پازل) مجموعه  ی  قطعاتی از کارهای هدفدار فراگیران است که  به او امکان می دهد تا  توانایی های  خود را از جهات مختلف  به نمایش   بگذارد. که البته هر پوشه می تواند شامل کار یک فرد  یا یک  گروه باشد. که به یک یا  چند موضوع درسی اختصاص  دارد  که البته می توان در زمان معین فراگیر آن را به خانه ببرد یا در  مدرسه نگهداری  شود و در اختیار معلم سال بعد قرار گیرد.


در واقع پوشه کار فرصت شناخت  و اصلاح اشتباهات را به فراگیران می دهد.[13]     


 


 


 


 


      


چه چیزهایی را باید در پوشه نگهداری کرد:


1- تکالیف انفرادی مدرسه


2- برگه امتحانی


3- تکالیف  گروهی مدرسه     


4- گزارش های علمی


5- یادداشت های  کلاسی یا خارج کلاسی دانش آموز


6- ثبت پرسش ها  و اظهارنظرها  در رفتارهای قابل توجه


7- گزارش مصاحبه ای فراگیر با افراد مختلف 


8- خلاصه داتسان یا فیلم یا بازدید


9- نمونه کارهای هنری و...


سعی شود کارهای ناتمام با ذکر تاریخ در پوشه گذاشته شود  و کارهای تکمیل شده در پوشه نگهداری شود.


بهترین کار هر دانش آموز در پوشه گذاشته شود. معلم و دانش آموز  در  انتخاب مواردی که در پوشه گذاشته شود با یکدیگر مشورت  کنند.[14]


 


 


معیارهایی برای ارزشیابی پوشه ای:


برای آنکه بتوان یک پوشه کار را ارزیابی کرد باید معیارهایی داشت که می  توان به مواردزیر اشاره کرد.


1- دقت  در کار


2- نظم  کار و نظافت ظاهری


3- خلاقیّت و  نوآوری


4- کنجکاوی و پرسش  گری


5- پشتکار و  صبر و  حوصله 


6- کاربرد آموخته ها 


7-  تصحیح اشتباهات


8- توانایی  استفاده از ابزار


9- توانایی برقراری ارتباط


10- توانایی حل مسئله


11- توانایی طرح  مسئله


12- توانایی  کار گروهی و....[15]


 





ادامه مطلب

+نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم بهمن 1387ساعت17:51توسط | |


1. املا به صورت گروهی به این شکل که بچه ها را به گروه های 5-6 نفره تقسیم می کنیم ودر هر گروه،هر خط را یک نفر از گروه می نویسد و در انتها نمره ی گروهی می دهیم و آن املادر پوشه ی گروه ها قرار می گیرد .


2. هر گروه یک متن املا با کمک تمام اعضای خود می نویسد و ما املای همه ی گروه ها را جمع آوری کرده و می خوانیم و سپس یا بهترین متن دیکته را به کل کلاس می گوییم و یا از هر گروه یک پاراگراف انتخاب کرده و دیکته تلفیقی تهیه کرده و به کل کلاس ،دیکته میگوییم . در این صورت متن دیکته را بچه ها انتخاب کرده اند.

 
3. بچه ها را گروه بندی می کنیم و سپس هر گروه متن دیکته ای را می نویسد و برای گروه دیگر می خواند تا آن گروه بنویسند . دیکته گروه به گروه نام دیگر این دیکته است .


4. در روش دیگر باز بچه ها به گروه های 5 یا 6 نفره تقسیم می شوند . ده کلمه مهم از درس انتخاب می کنیم و از بچه ها در گروه ها می خواهیم که هر کدام جمله ای را در ارتباط با درس بنویسند و از کلمات مهم مورد نظر استفاده کنند و هر گروه جملات خود را کنار هم گذاشته و یک متن کوتاه و زیبا بسازد .     

                                                             
5. در مواقعی که شاگردی ضعیف است و در املا پیشرفت چندانی ندارد . می توان در هنگام دیکته دانش آموز ضعیف را کنار دانش آموز قوی نشاند تا بعضی از لغات را که برایش مشکل است با مشورت بنویسد ؛ در نتیجه دانش آموز ضعیف هم آن لغت رابه خوبی به ذهن می سپارد و هم با افت نمره به طور مکرر مواجه نمی شود . البته این روش نباید به طور تکرار و همیشگی باشد .


6. در هنگام تصحیح کردن املا ، معلم صحیح لغات را نمی نویسد و دانش آموزان خودشان درست لغات را از کتاب پیدا می کنند و بعد ما به آن املا نمره می دهیم . یعنی ابتدا دور کلمات اشتباه خط می کشیم و صحیح آن را بچه ها می نویسند و ما به صحیح نوشته ها ی آن نمره می دهیم .


7. روش دیگر این است که معلم بهتر است متن دیکته را قبل از املا برای بچه ها بخواند ،ولی بچه ها چیزی ننویسند و تنها گوش دهند. سپس کلماتی که مشکل دارند یک بار پای تابلو نوشته شود و سپس پاک گردد و بعد بچه ها املا را بنویسند .


8. در صورت دیگر املا ، می توان شفاهی دیکته را خواند و بچه ها لغات مهم آن را هجی کنند و در هوا بنویسند .


9. می توان املایی را به صورت پلی کپی بدون نقطه ،بدون تشدید ،و یا به صورت لغات ناقص به دانش آموزان داد تا آنان در جای مناسب نقطه بگذارند و یا تشدید قرار دهند یا لغات ناقص را کامل کنند .


10. میتوان دیکته را به صورت صحیح و غلط در کنار هم قرار داد تا بچه ها کلمه ی غلط را خط بزنند .


11. املای تقویت حافظه : بدین صورت است که معلم متنی را روی تخته می نویسدو سپس متن را برای دانش آموزان می خواند و سپس روی نوشته هایش روی تخته پرده می کشد و بچه ها باید آنچه از متن فهمیده اند را بنویسد بعد معلم پرده را از تخته بر می دارد و بچه ها متن خود را با متن تخته مقایسه می کنند و به خود امتیاز می دهند .


12. روش دیگر ، می تواند با استفاده از آینه باشد که کلمات را بر عکس بنویسیم و بچه ها با آینه درست آن را بنویسند و یا صحیح آن را بخوانند .


13. دیکته آبکی:استفاده از آب و حیات مدرسه است . بدین صورت که بچه ها انفرادی یا گروهی با خود ابپاش به مدرسه می اورند و با آب دیکته را روی زمین بنویسند و گروهی نوشته های خود را تصحیح کنند .


14. روش دیگر در تصحیح املا این است که دانش اموزان با درست اشتباهات خود جمله بسازند و یا دیکته بصورت جمله سازی از لغات مهم درس باشد .


15. کلمات مهم یا مشکل درس را روی پارچه بنویسند و سپس با خمیر و یا نخ و سوزن کلمات را بسازند یا بدوزند که در این صورت املا با هنر و بازی توامان می شود . (یادگیری تلفیقی )


16. دانش آموزان با اشتباهات خود در املا کلمات هم خانواده ، مخالف و یا هم معنا بنویسند .


17. همکاران معلم می توانند در املا های کلاسی جای خود را تعویض کنند و به بچه های کلاس های دیگر املا بگویند تا بچه ها با انواع صدا ها و لحن و گویش در دیکته آشنا شوند .


18. دانش اموزان می توانند به والدین خود دیکته بگویند و والدین در املای خود چند کلمه را اشتباه بنویسند تا بچه ها ان را تصحیح کنند و به پدر و مادر خود نمره بدهند .

 
19. بچه ها می توانند به معلم خود دیکته بگویند . هر گروه یک پاراگراف به معلم بگوید و در انتها گروه ها ورقه ی معتم را تصحیح کنند . البته بهتر است معلم چند کلمه
را عمدا اشتباه بنویسد .


20. برای والدین بی سواد و یا کارمند ، فرزند می تواند صدای خود را ضبط کند و از روی صدای خود به خودش دیکته بگوید .


21. یکی دیگر از روش های املا این است که می توان املا را به بچه ها داد تا تصحیح کنند ولی در نهایت نمره نهایی را معلم بدهد و یا دانش اموز تصحیح کننده با مداد کنار دفتر نمره بگذارد .


22. معلم لغاتی را روی مقوا می نویسد و مقوا را به تخته نصب می کند و زمان کوتاهی وقت می دهد تا دانش آموزان کلمات را با دقت نگاه کنند و سپس مقوا را جمع می کند . در این جا بچه ها هر آنچه از لغات در ذهنشان مانده است را می نویسند و ما لغات و کلمات انان را تصحیح می کنیم تا دقت انان سنجیده شود .


23. روش دیگر املا همراه با بازی است به این صورت که دانش اموزان با گچ روی زمین مدرسه در حیاط دیکته بنویسند و سپس حیاط را دسته جمعی بشویند تا آثار گچ حیاط مدرسه را کثیف نکند .


24. معلم می تواند املا را بر روی چندین کارت بنویسد و این کارت ها را بین گروه ها پخش کند تا تمام گروه ها کارت ها را ببینند و سپس کارت ها را جمع کرده و از روی آنها دیکته بگوید

 

+نوشته شده در شنبه بیست و ششم بهمن 1387ساعت21:44توسط | |

دعا، فصل و ماه و زمان خاصي نمي ‌شناسد. تنها دلت که گرفت، تو دعا مي ‌کني به رسم ديرين؛ رسمي که يادگار سجاده مادر بزرگ است يا تسبيح پدر بزرگ يا آواي پيچيده در خانه‌هاي زميني خدا.

 به هر دين و آييني که باشي، فرقي نمي‌ کند و همين که دعا جاري شد از ميان دلت و راهي باز کرد به سوي آسمان بدون اين که به انتظار استجابتش بنشيني، دعا را استجابت شده مي ‌يابي.

در عصري که مجازها دست بر واقعيت‌ها انداخته ‌اند و واقعيت ‌ها تنها در 24 ساعت روز خلاصه مي‌ شوند و راه به حقيقت نمي ‌برند دانشمندان بسياري در سراسر دنيا دست به تحقيقاتي درباره "دعا" زده‌اند و حاصل، نتايجي باورنکردني است.

 

 

دعا براي گلبول‌هاي قرمز

محققان در "سن آنتونيوتگزاس" از 32 نفر نمونه‌ خون گرفتند و تعدادي از گلبول‌ها را در محلولي قرار دادند که موجب ورم‌ و ترکيدن آن ها مي ‌شد. محققان همزمان با اين آزمايش از عده‌اي خواستند تا براي حفظ گلبول‌هاي قرمز دعا کنند و براي تجسم بيشتر، تصاويري رنگي از گلبول‌ها به آن ها دادند و در کمال شگفتي مشاهده کردند دعا و نيايش به طرز شگفت ‌آوري روند ترکيدن گلبول‌ها را کند کرد.

دعا براي آرامش

در تحقيق از عده‌اي خواستند تا براي آرامش افرادي که در اتاق ديگر قرار دارند دعا کنند و نتيجه اين بود که افراد ديگر بدون اين که بدانند مورد دعا قرار گرفته ‌اند آرام‌ تر شدند. حتي همين نتيجه هم مورد بررسي قرار گرفت و ديده شد در طول زمان به ‌دنبال وقايعي چون شکست‌هاي فردي، جنگ و درگيري که سيستم ايمني بدن به خطر مي ‌افتد و احتمال مبتلا شدن به بيماري‌ هاي قلبي ، سکته، اختلال ‌هاي روده و زخم‌ هاي گوارشي بيشتر مي‌ شود، با انتقال احساس آرامش از فردي به فرد ديگر سيستم دفاعي بدن به صورت غيرمستقيم تقويت مي‌ شود.

امواجي که دعا از آن ها مي ‌گذرد

امواج مغزي

"جک ‌استاکي" يکي از پروژهشگران دعا درماني است که تاثير دعا را بر ميدان‌ هاي الکترومغناطيسي بدن بررسي کرده است.

آزمايش او به اين ترتيب بود که ميزان فعاليت الکتريکي در مغز و سطح بدن افراد را در آزمايشگاه خود زير نظر گرفت، در حالي که هزاران کيلومتر آن طرف ‌تر در کاليفرنيا گروه‌ هايي مذهبي براي اين افراد دعا مي ‌کردند. نتيجه مطالعه‌ باز هم‌ شگفت ‌آور بود:

 چرا که بين ميزان فعاليت الکتريکي بدن کساني که برايشان دعا شده بود و افرادي که برايشان دعا نشده بود، اختلاف فاحشي وجود داشت.

تاثير دعا روي خود فرد

تاثير دعا روي خود فرد چگونه است؟ در سال 1993 يعني چيزي حدود 15 سال قبل، تحقيقي روي 10هزار کارمند دولتي در طول 26 سال انجام گرفت که در بين آنها، هم افراد اهل دعا بودند و هم کساني که دعا نمي کردند. مشاهده شد ميزان مرگ و مير افرادي که دعا نمي کردندبه خاطر مشکلات قلبي و عروقي بسيار بيشتر از افرادي بود که اهل دعا بودند.

همچنين در سال 1995 تحقيق ديگري روي 250 نفر که عمل جراحي قلب باز کرده بودند انجام شد و دانشمندان در کمال حيرت ديدند آن دسته افرادي که از ارتباط مذهبي و حمايت اجتماعي بيشتري برخوردار بودند، 12 بار کمتر از آن هايي که فاقد اين ارتباط بودند با مرگ دست به گريبان شدند.

به غير از تحقيق روي کساني که عمل‌هاي جراحي سنگين داشتند، اين تحقيقات روي افراد عادي هم انجام گرفت و ديده شد در ميان افرادي که عادت به انجام امور مذهبي از قبيل دعا و نماز داشتند، بيماري افسردگي شيوع کمتري داشت.

دعا و علم فيزيک کوانتوم

التيام فشار خون بالا ، درمان زخم و جراحت، به حداقل رساندن حملات قلبي، بهبود سردرد و اضطراب از ديگر نتايجي بود که تحقيقات براي آثار دعا به ثبت رساند تا جايي که امروز افراد زيادي از طريق اينترنت، درخواست هاي خود را براي گروه‌هاي مذهبي مي ‌فرستند، هر چند هنوز به‌‌ طور دقيق مشخص نشده است که مکانيسم اين عمل چگونه است، اما تئوري ‌ها و حدس و گمان ‌هاي بسياري در اين ‌باره وجود دارد تا جايي که "دوسي" متخصص دعا و درمان، نقش علم فيزيک کوانتوم را در اين ‌باره بسيار موثر مي داند.


ادامه مطلب

+نوشته شده در سه شنبه یکم بهمن 1387ساعت20:46توسط | |

 

عـزت نــفس و اعــتماد بنفس بنيادي ترين بخش شخصيت يـك فرد مي بـاشـد كه در تمام جوانب زندگي

 

 فرد خود را به نـحـوي متـظـاهــر مي سازد. اعتماد بنفس سالم و بالا يك ضرورت حـيـاتي و مـطـلق بـــراي هر فردي ميباشد. اعتماد بنفس را ميتوان چنين تعريف كرد:
* باور و اعتقادي كه فرد نسبت به خود دارا ميباشد.
* شناخت ارزش و اهميت خويش - داشتن اعتماد و رضايت از خويش.
* توانايي برخورد و كنارآمدن با چالشهاي اساسي زندگي.
* تـوانـايـــي ارزيابي درست و دقيق خويش - پذيرش خويش و ارزش نهادن به خود بدون هيچگونه قيد و شرطي.
* توانايي شناخت و پذيرش نقاط ضعف و قـوت و محدوديتهاي خويش.
افرادي كه از اعتماد بنفس پاييني برخوردار ميباشند داراي خصوصيات زير هستند:
* مرتبا خودشان را مورد انتقاد و سرزنش قرار ميدهند.
* هنگام صحبت كردن در چشمان فرد مقابل خود نگاه نميكنند. با سر پايين و قدمهاي آهسته قدم بر ميدارند.
* در پذيرش تعريف و تمجيدها و تعارفاتي كه به آنان ميشود مشكل دارند (تصور ميكنند سزاوار آنها نبوده و يا ديگران در صدد تمسخر آنها ميباشند.
* معمولا احساس ميكنند قرباني رفتار ديگران هستند.
* احساس تنهايي ميكنند حتي زماني كه در يك جمع قرار دارند.
* در درون خود احساس خلاء و پوچي ميكنند.
* احساس ميكنند با ديگران تفاوت دارند.
* احساس افسردگي، گناه و شرمساري دارند.
* نسبت به تواناييهاي خود براي رسيدن به موفقيت ترديد دارند. عدم خودباوري.
* از موقعيتهاي نو و جديد مي هراسند.
* از شكست وموفقيت مي هراسند.
* مرتبا سعي در راضي نگاه داشتن ديگران دارند.
* دچار هراس اجتماعي ميباشند.
* قادر به مديريت زمان خود نمي باشند.
* عادت به پشت گوش انداختن كارها دارند.

* در مقابل انتقاد، اظهار نظر و سرزنشهاي ديگران (خواه واقعي، خواه واهي) بسيار آسيب پذير
مي باشند.
* از ابراز عقايد و احساسات خود خودداري ميكنند زيرا از چگونگي واكنش ديگران هراس دارند.
* خود را درگير مواد مخدر و يا روابط مخرب ميكنند.
* از تعيين يك هدف مشخص و پيروي از آن عاجز ميباشند.
* قادر به بيان خواسته ها و نيازهاي خويش نميباشند.
* معمولا عصباني و پرخاش گر ميباشند.
* ارزيابي غير واقعي از خود دارند.
* تحمل عيب و كاستي را نداشته و كمالگرا ميباشند.
* احساس خوب آنها وابسته به عوامل خارجي اعم از وقايع روزانه و يا نوع رفتار ديگران با آنها دارد.
* وابستگي هيجاني دارند: براي دستيابي به يك احساس خوشايند به دنياي خارج خود وابسته ميباشند. مانند:
وابستگي به مواد: مانند غذا، داروها، الكل مواد مخدر به منظور پر كردن خلاء دروني خود و تسكين دردهايشان.
وابستگي به رفتارها: مانند خرج كردن پول، قمار بازي و تماشاي تلويزيون. به منظور پر كردن خلاء دروني و تسكين دردهايشان.
وابستگي به مال: براي تعيين ميزان ارزش و شايستگي خود به پول و مال وابسته هستند.
وابستگي عاطفي : براي داشتن حس ارزشمندي، شايستگي و امنيت به توجه، پذيرش و تائيد فرد ديگري (معشوق خود) وابسته ميباشند. باتشکر  ترابیان



+نوشته شده در جمعه بیست و هفتم دی 1387ساعت15:27توسط | |


اَللّهُم ارْزُقْنى شَفاعَةَ الْحُسَيْنِ يَوْمَ الْوُرُودِ وَثَبِّتْ لى قَدَمَ صِدْقٍ عِنْدَکَ مَعَ الْحُسَيْنِ وَاَصْحابِ الْحُسَيْنِ الَّذينَ بَذَلُوا مُهَجَهُمْ دُونَ الْحُسَيْنِ عَلَيْه ِالسَّلامُ

خدايا روزيم گردان شفاعت حسين عليه السلام را در روز ورود (به صحراى قيامت ) و ثابت بدار گام راستينم را در نزد خودت با حسين عليه السلام وياران حسين آنانکه بي دريغ دادند جان خود را در راه حسين عليه السلام.

 


+نوشته شده در سه شنبه دهم دی 1387ساعت21:6توسط | |

بسمه تعالي

راهكارهاو رموز موفقيت مديران

امام علي عليه السلام : مسئوليت را به كسي واگذار نمائيد كه دو و يژگي داشته باشد امانت داري و كارداني

مديران موفق بيشتر به پيشگيري ميپردازند تا رفع مشكلات

مديران كارامد از مشكلات نردبان  ترقي ميسازند

امام علي عليه السلام : وسيله رياست پر حوصله بودن است

آموختن و آموزش دادن مستمر لازمه مديريت پويا است

مديريت تاثير گذار اهداف را دقيقا به كاركنان خود منتقل مبكند

نظارت و كنترل مهمترين اصل مديريت براي تحقق اهداف است

مديران موفق هنر خوب شنيئن را دارا ميباشند

امام علي عليه السلام :  در كارهايت با كساني مشورت كن كه از خدا ميترسند

كار كوچك انجام شده بهتر است از كار بزرگ طراحي نشده

مديران موفق همواره وضعيت موجود را تحليل ميكنند و آنرا نسبت به اهداف ميسنجند

امام علي عليه السلام: پايداري دولتها در گرو بر پا داشتن راه و رسم دادگري است

اركان مديريت يعني برنامه ريزي سازماندهي انگيزش و كنترل را هميشه مد نطر قرار دادن

امام علي عليه السلام : با مردم سخن زيبا بگوئيد تا پاسخ زيبا بشنويد

مهمترين ركن مديريت مدارا با مردم است

بهترين حاكم كسي است كه به نفس خود حاكم باشد

امام علي عليه السلام مطيع مافوق بودن نبايد موجب معصيت خدا گردد

امام علي عليه السلام: در كار كارگزارانت بينديش و پس از آزمون به كارشان بگمار

هركه سياستش نيكو باشد رياستش پاينده است

اي مالك بپرهيز از آنكه خود را بزرگ بيني

 مقام معظم رهبري :كار بايد قوي محكم كامل و  ابتكاري همراه با نياز انجام پذيرد

 اميدواريم همه مديران در انجام مسئوليت خطير خود موفق باشند و راهكارهاي  ياد آوري شده هميشه مد نظر قرار بگيرد

  ترابیان : راهنمايي شهيد دكتر بهشتي 2

 

 

 

+نوشته شده در شنبه سی ام آذر 1387ساعت21:8توسط | |

بسمه تعالي

 گوش كنيد با قرائت توضيح دهيد با متانت  بررسي كنيد با دقت و تصميم بگيريد با صداقت

د رسالهاي گذشته نظام آموزشي نا معلم محوري بود ه است يعني انتقال دانش بوسيله معلم انجام ميگرفت و دانش اموز سهم كمي در اين روش داشت و بطور كلي   شنونده بود و استفاده از روشهاي سنتي در امر تدريس كارايي ندارد و بايد در روشهاي خود تجديد نظر كرده و تحولاتي در اين زمينه بوجود اوريم

روش فعال يا الگو ي راهبردي عملي در آموزش از روشهايي است كه به  بهبود كيفيت بخشي به فرايند ياددهي و ارزشيابي  كمك مينمايد  و در روش فعال برخي مباني و جريان  اصلي اموزش در نظريه ساختن گرايي به اين شرح ميباشد

1/ در روش فعالا يادگيري يادگيري فرايندي است فعال از اين طريق دانش اموز در عمل با فعاليت هاي معنا دار در گير ميشود و سطح يادگيري  خود را بالا ميبرد

 2/ يادگيري مشاركتي توانايي درك و فهم و انتقال  يادگيري را افزايش ميدهد

3/ تعامل با محيط و منابع اطلاعاتي (  تعامل دانش اموز با خود ما با اعضاي كروهها  منابع اموزشي و معام ) حضود اجتماعي اعتماد به نفس و نگرش دانش اموز را تقويت ودر معنا سازي و شناخن جديد به او كمك ميكند

 4/ از طريق ايجاد فرصت تفكر و تامل و تعامل دانش اموز مينواند دانش خود را فردي و شخصي كند يعني به دانش خود معنا بدهد و مالك ان بشود .

 5/ مسئوليت فعاليت هاي يادگيري بايد از  به خود دانش اموز واگذار شود تا او بتواند نسبت به  فعالبنهاي خود فكر كند و در باره ان تصميم بگيرد

 6/ يادگيري لايد از طريق فعاليت هاي گروهي و تعامل و تمرين هاي تكراري و رهنموه هاي  معلم براي دانش اموز قابل درك و معنا دار شود .

 7/ براي ايجاد كنجكاوي تفكر و تسهيل فراخواني اموخته هاي قبلي بايد زمان و فرصت كافي به دانش اموز داده شود .

 خلاصه از معلمان ارجمند تقاضا داريم چنانچه فعاليتهاي اموزشي خود را در قالب اين الگوها يا هر الگوي ديگري پياده كرده اند كه بر  اساس يادگيري فعال در كلاس انجا م ميشود بيشتر سعي و كوشش كنند كه اين روش جايگزين روشهاي قبلي گردد.

 در يادگيري فعال ما الكو راهبردي را در پنج مرحله تنظيم ميكنيم

 1/ اماده سازي دانش اموزان

2/ فعاليتهاي فردي براي درك مطالب جديد

3/فعاليتهاي گروهي و مشاركتي براي تمرين

4/ تبادل اطلاعات 

5/ فعااليتهاي كاربردي اموخته ها

خوشبختانه هر مرحله را معلم ميتواند بر اساس نيازها و شرايط  موردي كلاس در س خو د تغيير دهد كه همه دانش اموزان نسبت به موضوع درس كنجكاو شوند و به تفكر بپردازند دانش اموزان بايد اطلاعات جديد را پردازش كنند و به ساختار ي جديد از دانش دست يابند بايد آن گاه برداشتهاي خود را به كلاس ارائه دهند و از طريق تعامل و تبادل اطلاعات با همكلاسي هاي خود براي تقويت توسعه و تثبيت و كاربرد اموخته ها ي خو د بكوشند به طوري كه ميدانيد اين گونه  فرايند ياددهي و يادگيري فعال كه در ان بيشترين مسئو ليت يادگيري با خود دانش اموز  است و با انتقال به وسيله معلم خيلي تفاوت دارد .

 با تشكر : تهيه كننده ترابیان :راهنمايي شهيد بهشتي 2

 

+نوشته شده در شنبه سی ام آذر 1387ساعت20:44توسط | |

اول3

+نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم آذر 1387ساعت9:57توسط | |

از میان تمام جنبه های کاری یک آموزگار مدرسه راهنمایی ، این می‌تواند بیش ترین ارزش را دارا باشد. شما می‌توانید هر دانش آموز را به عنوان یک فرد مستقل بشناسید، و آنها ممکن است با شما در سطحی بسیار انسانی تر از آموزگاران دروس خود رابطه برقرار کنند. مدارس ، در میزان تأکیدی که بر نقش معنوی مشاور راهنمای کلاس می‌گذارند ، با هم تفاوت دارند ؛ اما در اغلب موارد از شما انتظار خواهد رفت که به خوبی با کلاس خود آشنا شوید و پیشرفت آنها را در هر سطحی دنبال کن

1- با دانش آموزان خود به عنوان افراد مستقل آشنا شوید. هر چه سریع تر نام آنها را یاد بگیرید. هر روز با بعضی از دانش آموزان در مورد برخی از مسایل زندگی خود در مدرسه یا خانه صحبت کنید. سعی نکنید همیشه با قابل دسترس ترین دانش آموزان کلاس صحبت کنید. بکوشید تا تمام کلاس را در فعالیت‌ها درگیر سازید.

2- از شرح حال دانش آموزان کلاس خود مجموعه ای به وجود آورید. این کار را خود دانش آموزان می‌توانند انجا بدهند ؛ که می‌تواند برای مثال ، شامل سرگرمی‌ها ، خوراکی های مورد علاقه ، محبوب ترین موسیقی ، موفقیت های ورزشی و غیره باشد. سعی کنید راهی بیابید تا پی ببرید نسبت به چه چیزی حساسیت دارند

3- برای آنها نه تنها یک آموزگار بلکه یک حامی باشید. دانش آموزان کلاس را متوجه کنید که همواره پشتیبان آنها هستید. این بدان معنا است که شما نیز به نوبه خود از آنها انتظار دارید هنگامی که به کمک نیاز دارند به شما مراجعه کنند. این آمادگی را داشته


ادامه مطلب

+نوشته شده در یکشنبه هفدهم آذر 1387ساعت22:15توسط | |

نقش معلمین در کاهش اضطراب امتحان
 1 ـ جلسه امتحان دادگاه حسابرسی نیست و امتحان انتقام نیست .
 2 ـ قبل از اتمام کلاسها و شروع امتحانات به دانش آموزان اطمینان بدهید و آنها را از امتحان نترسانید.
3 ـ به دانش اموزان بگویید که سئوالات از کتاب درسی آنهاست و آنها فقط با مطالعه کتابهای درسی خود به راحتی می توانند به سئوالات پاسخ دهند.
 4 ـ قبل از امتحانات اصلی از امتحانات مستمر و خود آزمایی به منظور آشناکردن دانش آموزان با سئوالات و نحوه امتحان استفاده گردد.
 ۵ـ از ایجاد رقابت ناسالم در میان دانش آموزان اجتناب شود .
 6 ـ هدف امتحان باید ارزیابی دانسته های دانش آموزان باشد , نه ندانسته های آنان
 . 7 ـ از انتظار و توقع بیش از حد در طرح سئوالات امتحان اجتناب نمایید
. 8 ـ در طرح سئوال , اصول سنجش و اندازه گیری خصوصا سطح دشواری سئوالات را رعایت نمائید.
۹ ـ در ارزشیابی میزان یادگیری دانش آموزان نباید فقط نمره امتحان را ملاک و معیار قرارداد و از دیگر شیوه های ارزشیابی نیز استفاده کنید و سعی نمایند. سئوالات دشوار را در شماره های آخر قرار دهید.
 نقش مدیران در کاهش اضطراب امتحان
 

ادامه مطلب

+نوشته شده در یکشنبه هفدهم آذر 1387ساعت21:55توسط | |